مخارج دولت، هزینههای دولت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gدرجه، رتبه، مرتبه، پایه، مقام، رده، طبقه (مصالح)، شیب، تراز، رقوم (زمین)، سطح نهایی (کارهای خاکی)، درجهبندی کردن، طبقهبندی کردن، مدرج کردن، به تدریج تغییر دادن، هموار کردن، صاف کردن، شیب را کم کردن
سوارهروهای غیر همسطح
تقاطع غیر همسطح
تقاطع چند شاخه غیر همسطح
تقاطع غیر همسطح
تقاطع غیر همسطح
راه با تقاطعهای غیر همسطح
راههای غیر همسطح
جریانهای غیر همسطح
تقاطع همسطح
تقاطع همسطح
شیب حداکثر [اصطلاح آمریکایی]
لایه اساس (کفسازی)
طول شیب بحرانی
فرورفتگی سطح
توضیح تکمیلی
(افتادگی موضعی سطح راه در اندازه محدود که میتواند با ترکخوردگی همراه باشد.)