بروشور، جزوه، دفترچه راهنما
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشکسته، خرد شده، پاره، ناهموار، پست و بلند (زمین)، پردستانداز (جاده)، متغیر (هوا)، ناتمام (سفر)، نقض شده، زیر پاگذاشته شده، منقطع، شکسته، موجدار
قوس عمودی پشت خم
وسیله نقلیه از کارافتاده، وسیله نقلیه خراب
قطع جریان
چین گسلش یافته
خط منقطع، خط چین، خط گسسته
عدد کسری
خط کشی منقطع ترافیکی
کارگزار (حق العمل کار)
توضیح تکمیلی
موسسه یا فردی که در قبال دریافت دستمزد ، معاملات بین بین مستاجر و موجر را در طی یک عملیات لیزینگ ، تنظیم و هدایت میکند . معمولا حق الزحمه کارگزار را موجر پرداخت می کند.
مأمور بیمه
عدد برم
جارو (دسته بلند)
نوک تپه
لبه پرتگاه
برس سفت