نوار خطکشی، نواره خطکشی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mخطکشیهای هاشوری راه
آهک رس، رس آهکی، مارن، گلآهک
معدن گلآهک
ماندآب، باتلاق، لجنزار
فرمانده، ارتشبد، مأمور تشریفات، رییس کلانتری، رییس پلیس، رییس آتشنشانی (آمریکا)، آجودان، نظم بخشیدن، نظم دادن، مرتب کردن، منظم کردن، آرایش کردن، راهنمایی کردن، به خط کردن، ردیف کردن (واگنها در راهآهن)
مقاومت مارشال
سنگتراشی، سنگکاری، بنایی، مصالح بنایی
پل با مصالح بنایی
مقدار زیاد، توده، انبوه، کپه، ازدحام، توده مردم، جماعت، عامه، عوام، همگانی، دستهجمعی، گروهی، وسیع، کلان، جرم (فیزیک)، کپه کردن، کپه شدن، توده کردن، توده شدن، روی هم انباشتن، جمع کردن، جمع شدن، متمرکز کردن، متمرکز شدن
توده هوا
جِرم لختی، جرم اینرسی
جرم حجمی
بتن حجیم، بتن توده
منحنی حمل خاک، منحنی بروکنر
حافظه کلی