ضد آتش، نسوز
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fآتشبازی
سفت، سخت، محکم، پایدار، استوار، راسخ، جدی، مصمم، باثبات، قابل اطمینان، قطعی، شرکت، مؤسسه تجاری، تجارتخانه، بنگاه تجاری، سفت کردن، محکم کردن، قطعی کردن، قطعیت بخشیدن، استحکام بخشیدن، سفت شدن، محکم شدن، دوباره رونق گرفتن
شرکت مشاور
شرکت مهندسی مشاور
بخش صلب، قطعه سلب
اول، نخست، یکم، اولین، نخستین، یکمین، پیش از همه، اولینبار، نخستینبار، آغاز، ابتدا، اول، رتبه اول، مقام اول، درجه ممتاز، دنده یک
ایستگاه کمکهای اولیه
امدادگر، کمکرسان (کمکهای اولیه)
نرخ بازگشت سال اول
کمکهای اولیه
کمکهای اولیه پزشکی
درجه یک (در قطار، هواپیما و ...)، پست پیشتاز، ممتاز، عالی
رتبه اول، درجه اول
طرح مقدماتی، پیشنویس اولیه
دنده یک، دنده حرکت