دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۲۹ مدخل · حرف H
پاک کردن فیلترها ×

گیر، گیرش، نحوه گرفتن، قدرت گرفتن، نفوذ، تسلط، تأثیر، گرفتن، نگه داشتن، کنترل کردن، مانع شدن، بازداشتن، تاب آوردن، تحمل کردن، گنجایش داشتن، در خود جا دادن، جلب کردن (توجه)، اعتقاد داشتن، فکر کردن، به حساب آوردن، دفاع کردن، تصرف کردن، برگزار کردن، برپا کردن، دوام آوردن، تاب آوردن، پایدار بودن، ادامه پیدا کردن

زمین، زمین زراعی، زمین اجاره‌ای، مایملک، اموال، دارایی، املاک، سهام، مالکیت، تصرف

سوراخ، روزنه، حفره، چاله، گودال، عیب، ضعف، ایراد، مخمصه، دردسر، سوراخ کردن، سوراخ شدن