وزن مخصوص، چگالی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gگردش ثقلی، جریان ثقلی
مدل جاذبه
جاذبه زمین
زاویه تابش، زاویه برخورد
توضیح تکمیلی
(زاویه میان شعاع نور و سطح برخورد)
سبز، سرسبز، کال، نارس، تازه، چمن، سبزه، چمنزار، علفزار، زمین چمن، عضو حزب سبز، طرفدار محیط، زیست، سرسبز کردن، فضای سبز ایجاد کردن، به محیط زیست توجه نشان دادن
(زمان) سبز واقعی (چراغ راهنمایی)
جلو انداختن زمان سبز شدن (چراغ راهنمایی)
(موج) سبز تأخیری (چراغ راهنمایی)
سبز زودرس (چراغ راهنمایی)
سبز حقیقی
پایان موج سبز (چراغ راهنمایی)
طول مدت زمان سبز (چراغ راهنمایی)
حداکثر زمان سبز (چراغ راهنمایی)
حداقل زمان سبز (چراغ راهنمایی)
ماندن پشت (چراغ) سبز