رویه کردن با موزاییک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pرویه سنگفرشی
رویهکاری با بلوکهای کوچک
بستر روسازی، بستر رویه
بلوک فرش
بلوک رنگی رویه
بلوک بتنی رویه
ترک در بلوک رویه
چسبندگی رویه
فینیشر، ماشین پخشکن
دال روسازی
وثیقه، تضمین، رهن، گرو، گرو گذاشتن
امانتفروشی، بنگاه کارگشایی
حقوق، دستمزد، مزد، حقالزحمه، اجرت، پول، پاداش، جزا، پول دادن، حقوق دادن، پرداخت کردن، پرداختن، پس دادن، تأدیه کردن، ادا کردن، سود دادن، صرف کردن، فایده داشتن، سود داشتن
پارکومتر
توضیح تکمیلی
(ماشین پرداخت و نمایش زمان توقف) [پارکینگ]
عدم پرداخت