معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- pay
- معادل فارسی
- حقوق، دستمزد، مزد، حقالزحمه، اجرت، پول، پاداش، جزا، پول دادن، حقوق دادن، پرداخت کردن، پرداختن، پس دادن، تأدیه کردن، ادا کردن، سود دادن، صرف کردن، فایده داشتن، سود داشتن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)