آزمایش مقایسهای
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلارزش نسبی
قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)
محل نشستن مسافر [وسیله نقلیه]
قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
ریزرایانه سازگار
توافق، سازگاری، هماهنگی، تناسب
سازگاری تجهیزات، هماهنگی تجهیزات
سازگاری جباجایی، هماهنگی حرکت
رساله قانون، کتاب قانون
جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن
خطای تعدیل شده
جبران، تلافی، ترمیم، خسارت، تاون، غرامتف تصحیح، تعدیل
جبران ریسک، جبران خطر احتمالی
توانایی، قدرت، قابلیت، کاردانی، کارایی، شایستگی، لیاقت، صلاحیت
تفویض صلاحیت