معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- compass
- معادل فارسی
- قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)