زمخت، نتراشیده، خشن، فاحش، آشکار، بزرگ، واضح، انبوه (درخت)، ناخالص، ناویژه (اقتصاد)، (مقدار) کل
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gسطح مقطع ناخالص (سازه)، سطح زیربنای کل (ساختمان)
سطح اشغال شده توسط هر خودرو
تولید ناخالص داخلی
خطای کل، خطای ناخالص
شاخص ناخالص، نمایه خام
تولید ناخالص ملی
وزن ناخالص، وزن کل
زمین، ناحیه، خطه، خاک، محوطه، میدان، تهنشین، رسوب، دلیل، دلایل، موجب، زمینه، اتصال زمین (در آمریکا)
لرزش زمین
توضیح تکمیلی
(ناشی از عبور وسایل نقلیه مانند مترو، کامیون و ...)
اتصال وسیله نقلیه – زمین
زمین برای ساختوساز
محوطه مخصوص اردو (کمپینگ)
زمین دشوار برای عبور، زمین ناهموار
زمین خاکریزی شده
زمین مسطح، دشت