وسیله هدایت ترافیک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mروشهای حملونقل
اندازه، مقدار، میزان، مقیاس، معیار، معیار اندازهگیری، مقیاس اندازهگیری، وسیله اندازهگیری، پیمانه، ملاک، محک، لایحه (مجلس)، اقدام، تمهید، تدبیر، طرح، برنامه، اندازهگیری کردن، اندازه گرفتن، پیمانه کردن، ارزیابی کردن، برآورد کردن
اندازه جبری
اندازهگیری حجمی
اوزان و سنجشهای قانونی کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا
مقیاس خطی، معیار خطی، اندازه خطی
مقیاس متریک
معیار نورسنجی
ابزار محافظ، اقدام حفاظتی
معیار قانونی، اقدام قانونی، برآورد قانونی
اندازهگیری مساحت
میزان خسارت
اندازهگیری شده، حساب شده، سنجیده، دقیق
مقدار (کمیّت) اندازهگیری شده
اندازهگیری، اندازه، متره، سنجش