مقصد سفر
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dمقصد سفر
کاهش فشار، تقلیل فشار، تنشزدایی
ویرانسازی، تخریب، انهدام، ویرانی، خرابی، تباهی، خرابکردن، نابود کردن
انهام وسیله نقلیه (در اثر سانحه یا تصادف)
گوگردزدایی
قابل انفصال، جداشدنی، قابل تفکیک، قابل جدا کردن
جدا، سوا، مجزا (بخش، قسمت)، بیطرفانه، مستقل (رفتار، عقیده)، جدا افتاده، تنها
خانه دورباز، خانه چهارطرف باز، عمارت کلاهفرنگی
جزء، جزئیات، شاخ و برگ، تفصیل، شرح، تفصیل دادن، شرح دادن، بسط دادن، مشروج گفتن، جزء به جزء گفتن
جزییات ساخت
مفصل، تفصیلی، مشروح، پر از جزییات، مبسوط، جامع
بررسی حساب
توضیح تکمیلی
(نظارت دفاتر حساب و تعمق در چند نمونه از اقلام ثبت شده به منظور درک صحت و میزان دقت)
طرح تفصیلی
برآورد مشروح، برآورد تفصیلی
پیشنهادهای تفصیلی