قیر روانشده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fخاکستر بادی، خاکستر آتشفشانی
خاکستر بادی چسبناک
خاکستر بادی از نوع C [اصطلاح آمریکایی]
روگذر، پل هوایی
تقاطع غیر همسطح [اصطلاح آمریکایی]
تقاطع غیر همسطح (روگذر)
چرخ لنگر، چرخ طیار
کف، بتن کفی، سرباره اسفنجی، پلاستیک اسفنجی، کف ضد آتشسوزی
قیر اسفنجی، قیر کفی
سرباره اسفنجی، روباره اسفنجی
مه، مهگرفتگی، تاریکی هوا، تارشدگی، تیرگی، سردرگمی، ابهام، در مه پوشاندن، تار کردن، گیج کردن، در ابهام گذاشتن
مه ناشی از دود، مهآلودگی ناشی از دود
شناسگر مه، آشکارساز مه
چراغ ضد مه، چراغ مهشکن
چراغ مهشکن، چراغ ضد مه