دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

تنظیم، تعدیل، نظارت، کنترل، اداره، قاعده، نظم و قاعده، ضابطه، دستور، دستورالعمل، مجاز، مقرر، متعارف، مناسب

تنظیم‌کننده، منظم‌کننده، کنتر‌ل‌کننده، نظم‌دهنده، ناظر (شخص)، نظارتی (تمهیدات، شرایط)

توان بخشیدن، به وضع اول برگرداندن، ترمیم کردن، مرمت کردن، نوسازی کردن، تعمیر کردن