ارتفاع بارش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلارتفاع برف
عمق جایگاه پارکینگ (وسیله نقلیه)
قائممقام، جانشین، کفیل، نایب، معاون (اداره، سازمان)، نماینده، عضو هیأت نمایندگی، نماینده مجلس
قائممقام مدیر
آزادسازی، رفع محدودیت، حذف نظارت دولتی (فعالیت تجارت)، مقرراتزدایی
مقرراتزدایی از حملونقل
متروکه، بیصاحب، مخروبه، ویران، بیمسئولیت، وظیفهنشناس
زمین متروکه، زمین بیصاحب
ترک، رها کردن، ویرانی، خرابی، کوتاهی، قصور، اهمال
رها کردن وسیله نقلیه
برگرفته، مأخوذ، گرفته شده، اقتباس شده، اقتباسی
مشتق [یک تابع]
استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن
کاستن، پایین آوردن، کاهش (اعتبار، ارزش)
موهن، خفتآور، توهینآمیز، تحقیرآمیز