جدا، سوا، مجزا (بخش، قسمت)، بیطرفانه، مستقل (رفتار، عقیده)، جدا افتاده، تنها
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلخانه دورباز، خانه چهارطرف باز، عمارت کلاهفرنگی
جزء، جزئیات، شاخ و برگ، تفصیل، شرح، تفصیل دادن، شرح دادن، بسط دادن، مشروج گفتن، جزء به جزء گفتن
جزییات ساخت
مفصل، تفصیلی، مشروح، پر از جزییات، مبسوط، جامع
بررسی حساب
توضیح تکمیلی
(نظارت دفاتر حساب و تعمق در چند نمونه از اقلام ثبت شده به منظور درک صحت و میزان دقت)
طرح تفصیلی
برآورد مشروح، برآورد تفصیلی
پیشنهادهای تفصیلی
مطالعه تفصیلی ایمنی
تحلیل تفصیلی محل
کشف کردن، پیدا کردن، شناسایی کردن، تشخیص دادن، تمیز دادن
آشکارسازی، پیدا کردن، آشکار کردن، شناسایی کردن
حلقه آشکارساز، حلقه شناسگر
کشف، شناسایی، تشخیص، آشکارسازی، نمایانسازی
تشخیص ترک، شناسایی ترک