تراز سازند، تراز تشکیلات (زمینشناسی)، تراز نهایی (کارهای خاکی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fپیشین، قبلی، سابق، گذشته، قبل، نخستین، اولی
خطکشی قدیمی
فرمول (ریاضی، شیمی و ...) قاعده، ضابطه، دستور، قانون، دستورالعمل، روش، دستور ساخت، طریقه ساختن، طرز ترکیب
قالببندی (بتن)، قالب (بتنریزی)
قالب بالارونده (بتن)
قالب لغزنده، قالب لغزان (بتن)
دژ، قلعه (نظامی)
تحکیم، استحکام، تقویت
فرترن
توضیح تکمیلی
(یک زبان برنامهنویسی کامپیوتری)
دژ، قلعه، برج و بارو
پیشبینی نشده، نامنتظره، اتفاقی، تصادفی
پیشامد تصادفی
جلویی، جلو، پیشین، مقدم، به جلو، به پیش، جلو افتاده، پیشافتاده، پیشرفته، آماده، مشتاق، پیشگام، پیشتاز، پیشرو، به پیشرفت کمک کردن، پیش بردن، جلو بردن، ارسال کردن، فرستادن
دنده جلو
حرکت به جلو