دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

مستقیم، راست (خط، راه)، بی‌واسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن

ارتباط مستقیم، پیوند مستقیم

توضیح تکمیلی

(رابطی است که برای فراهم ساختن حرکات گردشی ساده به چپ و به راست از یک جاده به جاده دیگر منظور می‌گردد.)

مسیر، راه، جهت، سمت، طرف، سو، دستورالعمل، اداره، رهبری، مدیریت، هدایت، نظارت، کنترل