تجزیه، تکه تکه شدن، پراکندگی، فروپاشی، سقوط
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fخردشدگی دینامیک، قطعه قطعه شدن پویا
چارچوب، قاب، تیر پایه، اسکلت، اسکلتبندی، استخوانبندی، شاسی (اتومبیل)، بدنه، تنه (دوچرخه)، بدن، تن، نظام، ساخت، ساختار، ساختمان، زمینه، متن، حوزه، ساختن، بنا کردن، طرح ریختن، شکل دادن، پرداختن، احاطه کردن، در خود گرفتن، بیان کردن
اسکلت چند طبقه (سازه)
قاب باز
چارچوب اتاقک بازدید
قاب دریچه بازدید
تیرپایه، استخوانبندی، ساختار، نظام، چارچوب، اساس، بنیاد، ملاک، معیار، مبنا
چاچوب قضایی
قالب (از جنس) بتن و فولاد
حق انتخاب، حق رأی، حقوق شهروندی، حق مخصوص، امتیاز، نمایندگی انحصاری، معافیت، اجازه، مجوز
خدمات حملونقل امتیازی
تقلب، کلاهبرداری، ریاکاری
آزاد، مختار، مستقل، مجانی، رایگان، خالی، بلااستفاده، بیتکلف، راحت، بیقیدوبند، آزاد کردن، خلاص کردن، بازکردن، معاف کردن، اختصاص دادن برای، اجازه دادن به
جریان آزاد
تبادل با جریان آزاد، تقاطع غیر همسطح با جریان آزاد