متهکاری، حفاری، سوراخ کردن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلدستگاه حفاری، دستگاه مته
آب قابل شرب، آب آشامیدنی
شبکه آب شرب
عرضه (ذخیره) آب شرب
رانندگی، ماشینسواری، فشار، پیشبرنده، انتقال نیرو، محرک، راندن، بردن، هدایت کردن، با ماشین رساندن، به حرکت درآوردن، کشاندن، سوق دادن، وادار کردن، حفر کردن، کندن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، رانندگی کردن، با ماشین رفتن، سواره رفتن
اتوبانک
توضیح تکمیلی
(بانکی که مشتری بانک میتواند با اتومبیل به آن مراجعه کند و بیآنکه پیاده شود از باجه ویژه، پول به حساب بگذارد یا چکی را نقد کند.)
اتوسینما
توضیح تکمیلی
نوعی سینما که تماشاگران با خودرو د محوطه آن مستقر شده و بدون پیاده شدن از خودرو به تماشای فیلم میپردازند (درایو این سینما)
دیسکخوان، گرداننده دیسک
صلاحیت رانندگی، قابلیت رانندگی
دو دیفرانسیل
دیفرانسیل جلو
راندن با سرعت بسیار آهسته
محور محرک
ورودی گردان
محور کنترل، محور انتقال حرکت