گزارش سالانه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rگزارش پیشنویس
گزارش کارشناسی
گزارش پلیس
گزارش تکمیل پروژه
گزارش تحقیق، گزارش پژوهش
گزارش هواشناسی
گزارش بازدید
گزارش کردن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش کردن خرابی
زاویه شیب طبیعی، زاویه طبیعی واریز، زاویه طبیعی قرار (خاکریزی، خاکبرداری)
قابل سرزنش، نکوهیدنی، سزاوار ملامت، زشت، نکوهیده، شرمآور، شنیع
نمایش دادن، ترسیم کردن، مجسم کردن، معرفی کردن، ارایه ک ردن، بیان کردن، نماینده بودن، دلالت داشتن، معرف بودن، نتیجه بودن، ثمره بودن، حاکی بودن
نمایندگی، نیابت، بازنمایی، تصویر، بازنمود، نمایش، اجرا، ارایه، عرضه
نمایش به صورت نقشه
نمایش گرافیکی، نمایش ترسیمی، ارایه گرافیکی
نمایش ماتریسی