دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۴۸۱ مدخل · حرف D
پاک کردن فیلترها ×

شیب، شیب چینه (زمین‌شناسی)، سراشیب، سرازیری، غوطه، شستشو، شیب یافتن، سرازیرشدن، فرو بردن، پایین آوردن، فرود آوردن، کاهش یافتن، افت کردن

مستقیم، راست (خط، راه)، بی‌واسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن

ارتباط مستقیم، پیوند مستقیم

توضیح تکمیلی

(رابطی است که برای فراهم ساختن حرکات گردشی ساده به چپ و به راست از یک جاده به جاده دیگر منظور می‌گردد.)