ماتریس دیودی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dدی اکسید
دی اکسید کربن
دی اکسید گوگرد
دی اکسید تیتانیوم
شیب، شیب چینه (زمینشناسی)، سراشیب، سرازیری، غوطه، شستشو، شیب یافتن، سرازیرشدن، فرو بردن، پایین آوردن، فرود آوردن، کاهش یافتن، افت کردن
نورپایین، نور پایین انداختن (چراغهای اتومبیل)
دیپلم، مدرک، گواهینامه
سیاستمدار، دیپلمات، نماینده سیاسی
مستقیم، راست (خط، راه)، بیواسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن
دسترسی مستقیم
سود مستقیم
بارنامه مستقیم
ارتباط مستقیم، پیوند مستقیم
توضیح تکمیلی
(رابطی است که برای فراهم ساختن حرکات گردشی ساده به چپ و به راست از یک جاده به جاده دیگر منظور میگردد.)
جریان مستقیم
مسیر مستقیم