دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۰۰۴ مدخل · حرف E
پاک کردن فیلترها ×

فعالیت، کار، عمل، ورزش، تمرین، ممارست، مشق، مانور (نظامی)، اعمال، بکارگیری، استفاده، بهره‌گیری، ورزش دادن، تمرین دادن، اعمال کردن، به کارگرفتن، به کار انداختن، استفاده کردن، ورزش کردن، تمرین کردن، فعالیت کردن

تخلیه گاز، گاز، دود، اگزوز، لوله اگزوز، به پایان رساندن، تمام کردن، مصرف کردن، خالی کردن، تهی کردن