پاسگاه مرزی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fشهر مرزی
سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن
خاک مستعد یخ زدن
روسازی مقاوم در برابر یخزدگی
خاک مقاوم در برابر یخبندان
مستعد یخ زدن
لایه نازک یخ
یخزدگی شبانه، یخبندان شبانه
مقاومت در برابر یخزدگی، مقاومت در برابر یخبندان
یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید
عمل یخ زدن
لایه محافظ در برابر یخزدگی
صدمه (خسارت) ناشی از یخزدگی
عمق یخزدگی، عمق یخبندان
جبهه یخ