آینه بغل (وسیله نقلیه)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sدیوار کناری، دیوار جانبی
اتاقک موتورسیکلت، سایدکار
خاکریز کناری [ترانشه]
چراغ کوچک جلو، چراغ بغل
توقف (پارک کردن) در هر دو سمت (سوارهرو)
توقف در پیادهرو [اصطلاح آمریکایی]
پیادهرو [اصطلاح آمریکایی]
جانبی، یکطرفه، یکوری، یکسویه، کورهراه، راه فرعی
ضریب نیروی جانبی
الک، سرند
تحلیل الک، تحلیل دانهبندی
اندازه الک
الک کردن، سرند کردن
بینایی، دید، رؤیت، مشاهده، میدان دید، منظره، چشمانداز، دیدن، رؤیت کردن، مشاهده کردن، بررسی کردن
خط دید، مسیر دید