دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۴۸۱ مدخل · حرف D
پاک کردن فیلترها ×

بی‌نظمی، آشفتگی، به هم‌ریختگی، نابسامانی، ناآرامی، شلوغی، اختلال، ناراحتی، بی‌نظمی، به هم زدن، مختل کردن، خراب کردن

ارسال، فرستادن، مخابره، اعزام، گزارش (رسمی)، خبر، پیام، شتاب، تعجیل، ارسال کردن، مخابره کردن، اعزام کردن، به سرعت انجام دادن، سریع به پایان رساندن