معدن شن، گودال شن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pمعدن گلآهک
خیز، شیب (بام، پلکان)، گام (پیچ، پرچ)، قیر قطران
قیر قطرانی
قیر زغالسنگ، چکیده قطران
جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایهگذاری کردن
تابلوی تعیین محل
مکان قابل دسترسی در حرکت رو به عقب (دنده عقب)
محل سکونت، محل اقامت
مکان قابل دسترسی در حرکت رو به جلو
مکان خنثی، مکان بیطرف
مکان اشغالشده
محل توقف، محل پارک وسایل نقلیه، پارکینگ
محل گذر، محل عبور
محل توقف پولی، پارکینگ پولی
مکان عمومی