واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

place

جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایه‌گذاری کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
place
معادل فارسی
جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایه‌گذاری کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)