دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۲۶۰ مدخل · حرف L
پاک کردن فیلترها ×

کنده درخت، تنه درخت، سرعت‌نما، دفتر کشتی (دریانوردی)، دفترچه پرواز (هوانوردی)، دفترچه (اتومبیل)، انداختن، بریدن، قطع کردن (درخت)، نوشتن، ثبت کردن، در دفتر کشتی ثبت کردن، در دفترچه پرواز ثبت کردن، پیمودن، طی کردن

دفتر ثبت روزانه (دریانوردی، هوانوردی، راننده کامیون و ...)، کارت مالکیت، دفترچه مالکیت (وسیله نقلیه)

ثبت‌کننده خودکار داده‌ها‌

توضیح تکمیلی

(دستگاهی برای ثبت متغیرهای محیطی نظیر فشار جوی، رطوبت، دما و ...)

ثبت کردن داده‌ها

توضیح تکمیلی

(فرآیند استفاده از کامپیوتر برای جمع‌آوری داده‌ها از طریق سنسورها، ثبت و نتیجه‌گیری و تحلیل آنها)