واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

log

کنده درخت، تنه درخت، سرعت‌نما، دفتر کشتی (دریانوردی)، دفترچه پرواز (هوانوردی)، دفترچه (اتومبیل)، انداختن، بریدن، قطع کردن (درخت)، نوشتن، ثبت کردن، در دفتر کشتی ثبت کردن، در دفترچه پرواز ثبت کردن، پیمودن، طی کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
log
معادل فارسی
کنده درخت، تنه درخت، سرعت‌نما، دفتر کشتی (دریانوردی)، دفترچه پرواز (هوانوردی)، دفترچه (اتومبیل)، انداختن، بریدن، قطع کردن (درخت)، نوشتن، ثبت کردن، در دفتر کشتی ثبت کردن، در دفترچه پرواز ثبت کردن، پیمودن، طی کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)