برنامهریزی و طراحی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pاداره برنامهریزی، مسؤول برنامهریزی
مجوز برنامهریزی
پارامترهای طراحی، عوامل طراحی
توضیح تکمیلی
(اطلاعات مربوط به جمعیت، استخدام، مالکیت اتومبیل، مراکز دادوستد، مدارس، تراکم کاربری زمین و ... که برای برنامهریزی مورد استفاده قرار میگیرد.)
مجوز طراحی، مجوز ساخت یا تغییر کاربری
مجوز برنامهریزی (طراحی) راه
روش برنامهریزی، روش طراحی
فرآیند برنامهریزی، فرآیند طراحی
مقیاس برنامهریزی، مقیاس طراحی
متغیرهای برنامهریزی، متغیرهای طراحی
ماشینآلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن
کارخانه اختلاط بتن
دستگاه (کارخانه) اختلاط مصالح قیری
کارخانه سیمان
کارخانه آسفالت (روکشی)
کارخانه اختلاط بتن