واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

plant

ماشین‌آلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
plant
معادل فارسی
ماشین‌آلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)