غلتک چرخلاستیکی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pلاستیک بادی
جیب، توانایی مالی، وسع، درآمد، کانون، نقطه، گودال، حفره، جیبی، در جیب گذاشتن، به جیب زدن
رایانه جیبی
واگن محفظهدار
توضیح تکمیلی
(واگن ریلی دارای فرورفتگی ویژه حمل تریلر و نیمهتریلر)
نقطه، نوک، سر، رأس، محل، مکان، جا، لحظه، آن، دم، مرحله، حد، جهت (در قطبنما)، نکته، مسأله، موضوع، مطلب، ویژگی، مشخصه، خصیصه، معنی، مقصود، ارزش، اهمیت، اشاره کردن، با انگشت اشاره کردن، متوجه بودن، نشانه رفتن
نقطه مهار
نقطه سر به سر، هزینه دخلوخرج سر به سر
نقطه جوش
مثال، مورد مشابه
نقطه تداخل
نقطه قابل رؤیت، نقطه واضح
نقطه خروج، نقطه برونرفت
نقطه انجماد
نقطه یخ بستن، نقطه انجماد
نقطه ورود