واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

point

نقطه، نوک، سر، رأس، محل، مکان، جا، لحظه،‌ آن، دم، مرحله،‌ حد، جهت (در قطب‌نما)، نکته، مسأله، موضوع، مطلب، ویژگی، مشخصه، خصیصه، معنی، مقصود، ارزش، اهمیت، اشاره کردن، با انگشت اشاره کردن، متوجه بودن، نشانه رفتن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
point
معادل فارسی
نقطه، نوک، سر، رأس، محل، مکان، جا، لحظه،‌ آن، دم، مرحله،‌ حد، جهت (در قطب‌نما)، نکته، مسأله، موضوع، مطلب، ویژگی، مشخصه، خصیصه، معنی، مقصود، ارزش، اهمیت، اشاره کردن، با انگشت اشاره کردن، متوجه بودن، نشانه رفتن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)