روکش سطحی، اندود سطحی، پوشش سطحی، آسفالت سطحی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dروکش سطحی، اندود سطحی، پوشش سطحی [روسازی]
پوشش سطحی ضخیم، اندود سطحی ضخیم
گالری تهویه، مجرای تهویه
مته، دریل، سوراخ کردن، حفر کردن، مته کردن، کندن، درآوردن (سوراخ)
مته نمونهگیری، مته مغزهگیری
مته چرخ زنجیری، دستگاه حفاری چرخزنجیری
متهکاری، حفاری، سوراخ کردن
دستگاه حفاری، دستگاه مته
آب قابل شرب، آب آشامیدنی
شبکه آب شرب
عرضه (ذخیره) آب شرب
رانندگی، ماشینسواری، فشار، پیشبرنده، انتقال نیرو، محرک، راندن، بردن، هدایت کردن، با ماشین رساندن، به حرکت درآوردن، کشاندن، سوق دادن، وادار کردن، حفر کردن، کندن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، رانندگی کردن، با ماشین رفتن، سواره رفتن
اتوبانک
توضیح تکمیلی
(بانکی که مشتری بانک میتواند با اتومبیل به آن مراجعه کند و بیآنکه پیاده شود از باجه ویژه، پول به حساب بگذارد یا چکی را نقد کند.)
اتوسینما
توضیح تکمیلی
نوعی سینما که تماشاگران با خودرو د محوطه آن مستقر شده و بدون پیاده شدن از خودرو به تماشای فیلم میپردازند (درایو این سینما)
دیسکخوان، گرداننده دیسک