شریان اصلی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mشریان اصلی، شاهراه (راه اصلی)
نگهداری عمده
راه اصلی
مسیر اصلی، راه اصلی
اکثریت، بخش اعظم، قسمت عمده، بلوغ، سن قانونی
اکثریت مطلق
اکثریت نسبی
رأی اکثریت، تصمیم اکثریت
رأی اکثریت
نوع،قسم، جور، ساخت، مدل، بازده، میزان تولید، ساختن، درست کردن، تولید کردن، آماده کردن، تهیه کردن، ایحاد کردن، مرتب کردن، جمع کردن، وضع کردن، برقرار کردن، بنا کردن (ساختمان)، ایراد کردن (سخنرانی)، مرتکب شدن، تنظیم کردن، باعث شدن، موجب شدن، کسب کردن، به دست آوردن، برآورد کردن، تخمین زدن، طی کردن، رفتن
دور زدن
گمانه زنی، چالزنی
رزرو کردن، ذخیره کردن، اندوختن
بررسی افکار عمومی، نظرسنجی افکار عمومی
سازنده، تولید کننده، خالق