دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۸۳۱ مدخل · حرف C
پاک کردن فیلترها ×

تبادل، تعویض، جانشینی، جابجایی، معاوضه، مبادله، تغییر (جریان برق)، آمد و شد هر روزه، سفر روزانه

تبدیل کردن، تعویض کردن، جانشین کردن، جابجا کردن، تغییر دادن، یکسو کردن (جریان برق)، مبادله کردن، هر روز آمد و شد کردن (بین خانه و محل کار)

اتوبوس رفت و برگشت

توضیح تکمیلی

(اتوبوسی که افراد را از یک مکان نزدیک محل سکونتشان به مکان نزدیک محل کارشان می‌برد، این نوع اتوبوس‌ها در طول مسیر خود تعداد کمی ایستگاه دارند یا اصلاً ایستگاه ندارند و به طور معمول از حومه شهر به شهر و بالعکس سفر می‌کنند.)