تونل ارتباطی، گالری ارتباطی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cماهواره ارتباطی
سیستم ارتباطی
بیانیه، ابلاغیه، اعلامیه رسمی
اجتماع، جامعه، جمعیت، اقلیت، اشتراک، وحدت
جامعه اروپا
مرکز تجمع، باشگاه، کانون
تسهیلات گروهی (مشترک)، تسهیلات اجتماعی
طرح تسهیلات اجتماعی
حقوق اجتماعی
تبادل، تعویض، جانشینی، جابجایی، معاوضه، مبادله، تغییر (جریان برق)، آمد و شد هر روزه، سفر روزانه
تبدیل کردن، تعویض کردن، جانشین کردن، جابجا کردن، تغییر دادن، یکسو کردن (جریان برق)، مبادله کردن، هر روز آمد و شد کردن (بین خانه و محل کار)
مسافر هر روز (میان خانه و محل کار)، مسافر رفت و برگشتی
اتوبوس رفت و برگشت
توضیح تکمیلی
(اتوبوسی که افراد را از یک مکان نزدیک محل سکونتشان به مکان نزدیک محل کارشان میبرد، این نوع اتوبوسها در طول مسیر خود تعداد کمی ایستگاه دارند یا اصلاً ایستگاه ندارند و به طور معمول از حومه شهر به شهر و بالعکس سفر میکنند.)
قطار رفت و برگشت شهری
ترافیک رفت و برگشتی