واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

commute

تبدیل کردن، تعویض کردن، جانشین کردن، جابجا کردن، تغییر دادن، یکسو کردن (جریان برق)، مبادله کردن، هر روز آمد و شد کردن (بین خانه و محل کار)

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
commute
معادل فارسی
تبدیل کردن، تعویض کردن، جانشین کردن، جابجا کردن، تغییر دادن، یکسو کردن (جریان برق)، مبادله کردن، هر روز آمد و شد کردن (بین خانه و محل کار)
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)