شرکت سهامی عام (بریتانیا)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cشرکت قانونی
شرکت خدماتی (برق، آب، گاز و ...)
مقایسهای، تطبیقی، سنجشی، نسبی
رقم مقایسهای
آزمایش مقایسهای
ارزش نسبی
قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)
محل نشستن مسافر [وسیله نقلیه]
قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
ریزرایانه سازگار
توافق، سازگاری، هماهنگی، تناسب
سازگاری تجهیزات، هماهنگی تجهیزات
سازگاری جباجایی، هماهنگی حرکت
رساله قانون، کتاب قانون
جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن