پارکینگ کنار راه، توقفگاه موقت، بخش عریضشده راه برای توقف اضطراری، بخش گشادهشده آبراه که کشتیها میتوانند در آن عبور و مرور کنند یا پهلو بگیرند، خط فرعی راهآهن (برای توقف یا بارگیری واگنها)*
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسینتایج جستجو
۱۸ مدخل برای «راهآهن» · حرف Lتقاطع همسطح (راه با راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) راهبنددار، تقاطع همسطح دارای مستحفظ
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) دارای راهبند
تقاطع همسطح راه با راهآهن با بیش از یک خط آهن
تقاطع همسطح راه با راهآهن یک خطه
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ (راهبند)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) بدون مستحفظ
راهبند در تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
علامت نشاندهنده تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
چراغهای راهنمایی تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
تقاطع همسطح (راه با راهآهن) حفاظدار
تابلوی تقاطع همسطح (راه با راهآهن)
تقاطع همسطح با راهآهن
تقاطع همسطح با راهآهن
خط، نخ، ریسمان، طناب، سیم (برق)، خط (تلفن)، ردیف، صف، مرز، خط مرزی، راهآهن، خط آهن، ریل، مسیر، خط سیر، راه، رویه، خطمشی، خط کشیدن، خطکشی کردن، صف بستن، ردیف شدن