معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- line
- معادل فارسی
- خط، نخ، ریسمان، طناب، سیم (برق)، خط (تلفن)، ردیف، صف، مرز، خط مرزی، راهآهن، خط آهن، ریل، مسیر، خط سیر، راه، رویه، خطمشی، خط کشیدن، خطکشی کردن، صف بستن، ردیف شدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)