پیچ 90 درجه، پیچ قائم (راه)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۲۶۰ مدخل · حرف LL L
آزمایشگاه، آزمایشگاهی، (مربوط به) آزمایشگاه، (مربوط به) آزمایشگاه
دستگاه آزمایش اصطکاک در آزمایشگاه
نمونه آزمایشگاهی
مطالعه آزمایشگاهی
تست آزمایشگاهی، آزمون آزمایشگاهی
کار، کارگر، کارگران، نیروی کار، طبقه کارگر، کارگری، (مربوط به) کارگر، کار کردن، تلاش کردن، سخت کوشیدن، زحمت کشیدن، به کندی کار کردن (موتور)، به کندی پیش رفتن، به زحمت حرکت کردن (کشتی، قایق و ...)
کارمزد، هزینه کار
سیستم کار مستقیم، سیستم نیروی کار مولد [مدیریت]
کارگر، عمله، کارگر ساختمانی
پیچوخم خیابان
شاهتیر مشبک، خرپا (سازه)
ستون بستدار (سازه)
بست چپ و راست قفل و بست سپری، فاصلهگیر، مهاربندی
نبود، فقدان، کمبود، فاقد چیزی بودن، نداشتن، بیبهره بودن، کم داشتن