معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- labour
- معادل فارسی
- کار، کارگر، کارگران، نیروی کار، طبقه کارگر، کارگری، (مربوط به) کارگر، کار کردن، تلاش کردن، سخت کوشیدن، زحمت کشیدن، به کندی کار کردن (موتور)، به کندی پیش رفتن، به زحمت حرکت کردن (کشتی، قایق و ...)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)