دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسب‌دوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشت‌سر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن

دوی ماراتن، مسابقه اتومبیلرانی

توضیح تکمیلی

(مسابقه‌ای که مسیر آن بر روی جاده واقع است.)

زمین مسابقه، میدان اسب‌دوانی، میدان کورس، پیست اسب‌دوانی، مسیر مسابقه

جا، تاقچه، رف (در قطار، هواپیما، اتوبوس)، پایه، قاب، آشغال‌گیر (هیدرولیک)

محل پارک دوچرخه

توضیح تکمیلی

(نرده‌ای U شکل که دوچرخه‌ها در آن در کنار هم قرار می‌گیرند.)

راه‌آهن کوهستانی

توضیح تکمیلی

(سیستم مورد استفاده در شیب‌های تند که به دلیل نبود اصطکاک کافی میان ریل و چرخ، از ریل‌های دندانه‌ای در وسط خط‌آهن استفاده می‌شود که به پایداری لوکوموتیو بر روی خط‌آهن کمک می‌کند.)