معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- lead
- معادل فارسی
- سرب، راهنمایی، هدایت، رهبری، جلو، خط جلو، مقام اول، جوی، آبراهه، سیم رابط (برق)، خبر اول، تیتر اول، خبر اصلی، قراول (بنایی)، ناودان، راهنمایی کردن، هدایت کردن، در رأس بودن، پیشاپیش رفتن، پیش بودن، جلو بودن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)