معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- permit
- معادل فارسی
- اجازه، پروانه، جواز، مجوز، حکم، اجارهنامه، اجازه کتبی، اجازه دادن، مجاز شمردن، مجاز دانستن، جایز شمردن، ممکن ساختن، امکان دادن، امکانپذیر ساختن، میسر ساختن، موجب شدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)