معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- pile
- معادل فارسی
- شمع، تیرپایه، دستک، توده، کپه، باتری، قوه، راکتور هستهای، راکتور اتمی، کپه کردن، توده کردن، تلنبار کردن، دسته کردن، جمع کردن، انباشتن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)