معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- plot
- معادل فارسی
- قطعه، قواره، تکه (زمین)، نقشه کشیدن، روی نقشه نشان دادن، روی نقشه مشخص کردن، روی نمودار نشان دادن، ردیابی کردن (کشتی، هواپیما)، رسم کردن، ترسیم کردن، قطعه قطعه کردن، تفکیک کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)