معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- practicable
- معادل فارسی
- عملی، شدنی، ممکن، قابل اجرا، قابل عبورومرور، قابل تردد (جاده)، مناسب خوب
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)